یل کرببلا
دریا دریا زیبا بودی
زیبا ترین سقا بودی
سقای زیبای دریا بودی
یک کربلاشیدا بودی
شیدایی در دل ها بودی
دل داده ی اقا بودی
اقای دل های شیدا بودی
ای یل کرببلا
دریا دریا زیبا بودی
زیبا ترین سقا بودی
سقای زیبای دریا بودی
یک کربلاشیدا بودی
شیدایی در دل ها بودی
دل داده ی اقا بودی
اقای دل های شیدا بودی
ای یل کرببلا
اینا که جرعت نبرد با تو رو نداشتن
چند لحظه من دیر امدم چیزی ازت نذاشتن
همون که فرق تو رو از هم پاشیده
به حال روزم کنار تو خندیده
اومد جلو پاشو گذاشت رو رکاب اسب دم گوشش گفت تویی اون عباسی که از صبح تا حالا یه لشکر رو معطل خودش کرده تویی !اون عباسی که تا اسمش
می اومدتن ادم می لرزیده تویی گفت نانجیب زمانی اومدی دست تو بدن ندارم گفت عباس تو دست نداری من دارم چنان عمود و بالابرد..........................................![]()
معرفت خدا چه طور حاصل می شود؟
امام حسین(ع) فرمودراه شناخت خدا این است که اهل هر زمان امام زمان خود را بشناسن
دل ما را به اه خود بسوزان
به لب داریم ذکریا ابالفضل
به لب های تو ذکر ای عمو جان
کدام عمو به غیر امر مولا هیچ نشناخت
به دوش خویش مشک خشک انداخت
تمام تکیه گاه خیمه ها رفت
علم با رفتنش کار حرم ساخت
صدا زد بادلی پر اه
به سمت خیمه ها برگرد ای اب
چرا این قدر با ما بی وفایی
وفا با مردم نامرد ای اب
تو مهره حضرت زهرایی ای اب
تو نهر دور از دریایی ای اب
شدی ای مشک از سقا مهم تر
تو هستی من سقایی ای اب
سپر شد پیکرم بر پیکر مشک
صدف گشتم برای گوهر مشک
بیا ای تیر چشم دیگرم را
بگیرو دست بردار از سر مشک
دو دستم روی خاک و خون به رویم
تیمم کرد دستم باوضویش
خودم دیدم ز یال مرکبم ریخت
اب و ابرویم
خسوف خون شده ماه مدینه
خسوف گرد غم روی سکینه
الهی بشکند دستو کمانی
که تیرش دوخت مشکم را به سینه
کجایی سیدی ای جان زهرا
ببینی سفره ی احسان زهرا
گرفتم مزد ایثار رو ادب را
سرم افتاده بر دامان زهرا
همین که مادر امد در بر من
شده خاک خجالت بر سر من
کسی با مادرم میگفت ای کاش
شد از امروز زهرا مادر من
ز تو شرمنده ام اب اورت رفت
علمدار رشید لشکرت رفت
اقا جان تو تا در راه بودی مادرت بود
تو از راه امدی یو مادرت رفت
ای اب !همتی کن و تا خیمه ها مریز!
که مادرم می خواند
زبان کودکی ام
قصه های امدنت
چه قدروعده وصل تو را به دل بدهم
چه قدر جمعه بخوانم دعای امدنت
عاشقی را پرسیدند:زندگی چند بخش است؟؟گفت دو بخش است، کودکی و پیری.
گفتنـد: پـس جوانی چـه؟؟
گفت: فدای حسین شد.
پسره میگه:نه
دختره میگه:دوسم نداری؟
پسره میگه:نه اصلا
دختره میگه:اگه بمیرم واسم گریه میکنی؟
پسره میگه:نه هیچ وقت
دختره گریه میکنه پسره بغلش میکنه و میگه من دوست ندارم چون عاشقتم تو خوشگل نیستی
زیباترینی اگه بمیری گریه نمیکنم چون منم میمیرم.
الحمد الله الذی لم یجعلنی مصیبتی فی دینه
سپاس خدا را که بدبختی مرا در دینم قرار نداد
از لقمان حکیم به فرزندان-از هزار حکمت که اموختم چهارصد تا را انتخاب کردم از چهار صد تا شش تابرگزیدم*۱-دو چیز را فراموش نکن:خداو مرگ را ۲-دو چیز را فراموش کن:نیکی که در حق کسی کردی یابدی که از کسی دیدی۳-دوچیز رانگه دار:در مجلس که شرکت کردی زبان را-مهمانی شکم را