این الرجبییون


کلنا عباسک یا زینب سلام الله علیک !
فراخوان گردان های ابوالفضل العباس علیه السلام،
سلام کمیل داداش من خوبی؟
ببخشید دیر اومدم پیشت

ای کاش من جای تو بودم
تو جای من بودی کمیل
چی کار کردی که خدا انقدر دوست داره؟


حديث از خــــــــــــــاتم پيغمبـــران است
كه جنّت زير پـــــــــاي مادران است
بزن بر پاي مــــــــــــــادر بوسه از شوق
كه خاك پــــــاي او رشك جنان است
گرچه در عالم پد ر دارد مقامي ارجمند
ليكن افزون ازپدر قدر ومقام مادر است
مادر دانا كند فرزند دانــــــــا تربيت
هركه برهرجا رسدازاهتمام مادر است
مادرم روزت مبارک
من روز مادر رو اول به مادر خودم و بعد به ام العباس حضرت ام البنین وبعد هم به همه مادر های دنیا تبریک میگم
کجایند مردان بی ادعا

به نقل ازشهید فلاحی
3) در مهر ماه سال 59 یکی دو
فروند میگ عراقی که بر فراز پایگاه هوانیروز کرمانشاه به قصد حمله ظاهر شده بودند
مورد هدف پدافند هوانیروز قرار گرفته و لاشه آن درست روی ساختمان محل زندگی شهید
شیرودی سقوط کرده و ساختمان را ویران می کند .در آن زمان شیرودی ، عازم به ماموریتی
بود .به او گفتند سری به منزلت بزن ببین چه بلایی سرش آمده .ولی در کمال تعجب وی با
خنده و خونسردی کامل گفت :ترجیح می دهم به منطقه بروم ؛و رفت و کلید منزلش را
فرستاد تا دوستانش بروند واگر اثاثیه ای مانده است به جای دیگر ببرند .بچه های
انجمن اسلامی رفتند و داوطلبانه اثاثیه منزل او را به خانه دیگری منتقل کردند و
شیرودی پس از انجام چند پرواز بر گشت و به منزل جدیدش سر زد .

نام تو فاطمه ! شد امّ البنین
تا که نگویند حسینش چه شد
مدینه بین الحرمینش چه شد
رهی که از قبر تو تا فاطمه ست
مدینه ، بین الحرمین همه ست
دامن عطر تو گل یاس داشت
جعفر و عبدالله و عباس داشت
تو آسمان و قمرش ابا الفضل
تو مهر مادر ، پسرش ابا الفضل
تو دیده بودی که علی بی عدد
بوسه به دستان ابا الفضل زد
آه نبودی تو که در علقمه
تیر و کمان بود به دست همه !
نمک به زخم جگرت می زدند
تیر به چشم پسرت می زدند
ساقی از دست شد و مست شد
ماه بنی هاشم بی دست شد
هر چه بگویند تو هم مادری
سخت ، غم از سینه خود می بری
فاطمه آمد که تشکر کند
در عوضت دل زغمش پر کند
غصه نیامدست در بند تو
در سفر چهار فرزند تو
آه چرا کرده صدایت بشیر ؟
از کجا خبر داشت برایت بشیر ؟
داغ جوانان تو در گفته کرد؟
غم حسین خاطرت آشفته کرد ؟
آه نگویم که حسینت چه شد
فاطمه جان نور دوعینت چه شد

بسم رب العباس
در روایتی امده است که حضرت ام البنین عباس علیه السلام را باردار بودند
در هر کجا که نشسته بودند زمانی که امام حسین علیه السلام وارد میشدند
حضرت ام العباس ناخوداگاه از جای برمی خاستند تا یک روز برادرانش گفتند
حسین بن علی از تو با این وضع توقع ندارد از جایت برخیزی وقتی او می اید
حضرت ام العباس فرمودند : برادرانم دست خودم نیست تا حسین بن علی
را میبینم گویا یک نیرویی مرا ناخوداگاه از جایم بلند می کند برادرانش تعجب کردند
گفتند خب ما دست تورا میگیریم تا ببینیم چه می گویی
بعد از چندلحظه حسین بن علی از در وارد میشوند و ام البنین سلام الله علیها
نه تنها خودش بلکه برادرانش که دست او را گرفته بودند از جای خود همراه با
ام البنین سلام الله علیها برخاستند و برادران ام العباس به گفته ی خواهرشان یقین پیدا کردند
که ام البنین دست خودش نیست در مقابل حسین بن علی علیه السلام بر می خیزد
السلام علیکِ یا اُمَّ البُدور السَّواطع یا فاطمة بنت حِزام الکِلابیه المُکَنّاة باُمِّ البنین و رحمت الله و برکاته. - اُشهِد الله و رسولَه اَنَّکِ جاهدتِ فی سبیل الله اذ ضحیّتِ باولادک دون الحسین ابنِ بنتِ رسولِ الله - و عبدتِ اللهَ مُخلَصَةً له الدین ...
اقا جانم تسلیت